اشتباه اول: زنان در حق مردان مادری کرده و آنان را با بچهها اشتباه میگیرند
به این جملات توجه کنید: «مواظب باش کیف پولت را فراموش نکنی»، «قبض برق را پرداختی؟»، «می دانی ماشین بنزین ندارد؟»، «چند بار باید گفت این حوله های خیس را روی زمین نینداز» و «اگر با این لباس نازک بیرون بروی حتما سرما می خوری.» یکی از معمول ترین و مخرب ترین عادات ارتباطی زنان با مردان است. ما به گونهای با آنان رفتار می کنیم که گویی کودکی بیش نیستند و این طور فرض می کنیم که ناتوانند و نمی توانند از خودشان مراقبت کنند و نیاز دارند ما زندگی شان را بگردانیم. البته این پیش فرض های ما در بسیاری از مواقع حقیقت دارند، اما موضوعی که در این جا اهمیت دارد این است: هنگامی که با یک مرد مانند پسربچه کوچکی رفتار می کنید او نیز شما را مایوس نکرده و مانند بچهای کوچک رفتار خواهد کرد. هنگامی که انتظار دارید ناتوان، درمانده و ضعیف باشد، او نیز ناتوان، درمانده و ضعیف می نماید.
این جمله یعنی اینکه زنان بیش از حد در حق مردان مفید واقع میشوند و کارهای را که خودشان میبایست انجام دهند برایشان انجام میدهیم برای مثال:
** در حق آنها زیاد از حد مفید هستید، مثلا: دنبال کلیدهایش میگردیم، لباس هایش را پشت سرش جمع می کنیم و مانند آن.
** راه انداختن بازیهای کلامی با آنها جهت بیرون کشیدن اطلاعات: گرسنه ای؟ چی دوست داری؟ چی کار کردی؟
** ما چنین فرض میکنیم که مردها کم حافظه و فراموشکارند و اطلاعاتی که باید خودشان به خاطر داشته باشند ما باید به آنها گوش زد کنیم: وقتی رسیدی زنگ بزنی، وقت دکتر امروزت یادت نره! یادت نره بچهها رو از مدرسه بیاری!
** آنها را نکوهش میکنید، گویی بچهاند: نمی بینی هوا سرد است؟ چند بار بگم چراغها را قبل از خوابیدن خاموش کن!
**به عهده گرفتن کارهایی که فکر میکنید نمیتوانند به درستی انجام دهند: یک روز با بچهها فرستادمش که برن لباس بخرن فاجعه بود! دیگه همچین کاری را نمیکنم.
اما چرا؟
ما زن ها برای مادری کردن آموزش دیدهایم و برای آن نیز پاداش می گیریم. وقتی بچه بودید یگانه الگوی تان مادرتان بود. همواره شاهد بودید که او چگونه از خواهر و برادرتان حمایت می کرد. شما نیز آموختید حمایت گر، مهربان و فداکار باشید و به نیازهای دیگران رسیدگی کنید. هم چنین شاهد بودید چگونه مادرتان در حق پدرتان مادری میکرده است، در نتیجه شما نیز چنین آموختید. پس وقتی بزرگ شدید و ازدواج کردید عینا همین کار را با همسرتان انجام دادید. ما به این دلیل در حق مردان زندگی مان مادری میکنیم که آن ها را به خود وابسته سازیم. وقتی تلاش می کنیم کلیه نیازهای شوهر خود را برآورده سازیم او را شدیدا به خود وابسته می کنیم. مردان نیز عادت دارند که در حق شان مادری شود، مردها در کودکی همواره شاهد بودهاند که مادرشان از آن ها مراقبت کرده است، بنابراین برای شان عادی است به همسر خود اجازه دهند این نقش را ادامه دهد.
اما چرا بعد از مدتی با وجود تمام این فداکاریهایتان، باز هم روابطتان خراب میشود؟
**علی رغم اینکه در ابتدا این روابط جوانب مثبتی دارد اما بعد از گذشت زمان همسرتان از شما منزجر شده و علیه شما طغیان خواهد کرد. ممکن است از رفتارتان شکایتی نداشته باشد، حتی ممکن است اصرار کند به این کار خود ادامه دهید، اما یک روز شورش خواهد کرد چون الان او همانند یک پسر بچهای است که همیشه آرزوی این را دارد که خانه، هم چنین مادر خود را ترک گفته و مستقل زندگی کند و با برقراری رابطهای جدید آنها مادرشان (همسرانشان) را با یک معشوقه معاوضه میکنند.
** با همسرتان طوری رفتار می کنید که گویی او بی لیاقت است، و لذا او نیز احساس بی لیاقتی کرده و در نتیجه اعتماد به نفسش پایین خواهد آمد و باعث به وجود آمدن یک چرخهی معیوب در زندگی میشود. وقتی یک مرد احساس خوبی نسبت به خودش ندارد شما را نیز کمتر دوست خواهد داشت.
راه حل
** از انجام دادن کارهایی که همسرتان خودش میتواند انجام دهد پرهیز کنید: اجازه دهید خودش دنبال کلیدش بگردد. ولی هیچگاه جواب سرد کنندهای به او ندهید مثلا به او نگویید خودت برو بگرد من که مادرت نیستم، حتی توصیه نمی کنم که در حق همسرتان مهربان و حمایت گر نباشید، بلکه هدف این است که کمتر مانند یک مادر با او رفتار کنید.
** با همسرتان مانند شخصی لایق، دانا و قابل اعتماد رفتار کنید. به جای او فکر نکنید و تقویمش نباشید. یک بار که وقت دکترش را فراموش کرد دفعهی بعدی آن را به خاطر میسپارد.
** مسئولیتها را به او واگذار کنید و اگر از انجام آنها برنیامد سعی نکنید مسولیتها را از او سلب نمایید. به او اجازه دهید اشتباه کند و عواقب آن را نیز بپذیرد، زیرا تنها از این راه می تواند بیاموزد کارها را به درستی انجام دهد.
**از رفتارهای مادرانه خود لیستی تهیه کنید، چند هفته مراقب اعمال و رفتارتان باشید. اولین قدم در تغییر رفتارهای خود آگاه شدن از آن ها است.
اشتباه دوم: زنان، خود و ارزشهایشان را زیر پا گذاشته و در مقایسه با مردان، خود را در مرتبه دوم قرار میدهند!
تصور کنید بر سر میز شام یک تکه از ماهیهای بزرگتر آن یکی است آن را به کی میدهید؟ چرا به همسرتان؟ و خودتان را در رتبه دوم قرار میدهید.
** ما علاقه، عادتها و فعالیتهای خود را بخاطر همسرمان کنار میگذاریم چون این علایق خوشایند او نیست ؛ مردانی که از درون احساس ناامنی زیادی دارند، شما را از سیستمهای حمایتیتان جدا کنند. زیرا آنها نیاز دارند که احساس کنند همسرشان در کنترل کامل آنها باشد. اما اگر کسی دیگر این کار را با خودشان انجام دهد و آنها در کنترل خود بگیرد شکوه سر میدهند و اینکه زن در کنترل مرد باشد دو اثر سوء دارد:
- بیش از حد به مرد خود وابسته میشوید چون جز او کسی را ندارید.
- شما منزوی و گوشه گیر شده و قادر به برقراری ارتباط با دیگران نخواهید بود.
** از لحاظ احساسی بوقلمون صفت شده و برای اینکه مردتان را راضی کنید به هر شکلی که او میخواهد در میآیید: یکی از معمولترین راههایی که ارزش خود را زیر پا گذاشته و خود را در درجهی دوم اهمیت قرار داده و همه چیز خود را حتی قیافه، رفتار و عقایدشان را تغییر داده تا به شکل زن ایدهال او در آیند. خود را در معرض جراحیهای خطرناک قرار داده فقط بخاطر اینکه همسرشان او را با قیافه دیگر و یا هیکل دیگر بیشتر دوست بدارد و میپسندد.
**برای اینکه رویاهای مرد مورد علاقهتان را تحقق ببخشیم، رویاهایمان را به کلی فراموش میکنیم. زنی که از کار خود استعفا میدهد تا به شغل همسر خود برسد و به او کمک کند و بعد از سه سال که آنها قطع رابطه میکنند خود را بیکار و نیازمند میبیند.
چرا زنان در روابط خود را فدای دیگران میکنند؟
زنان به دلایل زیادی این کار را انجام میدهند چون هزاران سال است که به زنان آموزش داده اند که خود را فدای شوهرانشان کنند. (علایق، استعداد، و شغلهایشان را و ....) چون مادران و مادر بزرگانمان خود را این گونه دیدهاند . به عوض آن که تلاش کنیم رویاهای خودمان را تحقق ببخشیم فدا کردن انها در راه مردانمان را نوعی ایثار و قربانی میدانیم. خیلی ساده است که بگوییم:
می توانم درسم را تمام کنم و یک مهندس شوم، اما دوست داشتم حمایت بیشتری از همسرم که در رشته عمران تحصیل میکرد، بکنم، بنا براین تصمیم گرفتم از حق خودم بگذرم. وقتی شخصیت خودتان را برای این که بیشتر دوست داشته شوید زیرا پا میگذارید نتیجه این خواهد شد که خودتان را کمتر دوست داشته باشید.
راه حل: چگونه از فدا کردن رویاها در روابطمان پرهیز کنیم
** از تمامی رویاها و خواستههای گذشتهتان که بخاطر عشق شوهرتان زیر پا گذاشتهاید لیستی تهیه کنید (درسته که سخته اما این کار را انجام دهید) تا در اینده دیگر مرتکب چنین کاری نشوید.
**رویاهایتان را تعقیب کنید و شخصیت خود را تمام و کمال بخاطر بسپارید و به خاطر شخصی به هر رنگی در نیایید به امید اینکه مردی را بیابید که بتواند شما را اغنا کند. هر چه زنی کاملتر باشید احتمال اینکه مستاصل شوید کمتر است و ارزشهایتان را کمتر زیر پا میگذارید.
جام جم آنلاین
- ۹۵/۰۵/۰۸