سلام
از طرف یک نوه روسیاه، به یک مادر بزرگ مهربان.
شاید اگر دوران بچه گی ام، تفکر الان رو داشتم، بیشتر قدر میدونستم.
و هزار تا شاید دیگه.
امروز باید سیاه از تن برکنم. ولی یادت از یادم نمیره. همونجور که یاد پسر ندیده ات رو از یادم نرفت. همونجور که یاد همسر مهربانت ،که سالهای آخر زندگی اش در دوران کودکی من گذشت، رو از یاد نخواهم برد.
چه غریب است. که دیگر پدر بزرگ و مادر بزرگ نداشته باشی.
روز عروسی از کدوم بزرگ مجلس کادو بگیرم. کدوم بزرگ مجلس پیشونی شاه داماد رو بوس کنه؟
روز عروسی کدوم بزرگ مجلس به عروس خانوم بگه هوای نوه گل من رو داشته باش؟
.
.
.
.
.
.
میدونم که الان پیش همسر و پسر عزیزت هستی و داره حسابی بهت خوش میگزره!
خدا حافظ.
- ۹۴/۱۰/۱۸